تبليغاتX
سرزمین رویاها
سرزمین رویاها

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN



من منتظرتم...

  توی خلوت دستهام

  توی سکوت بارون

  دیدمت نشته بودی

  روی اون نیمکت کهنه

  تو صدای آرومت

  توی اون نوشته ها

  دیدمت می خندیدی

  گوشه ی اون کلاس

  کنج اتاق

  دیدمت چه باوقار!

  صدامو شنیدی اما....

  یادت گفتم نرو

  یادت میاد قسمت دادم نرو

  تو که رفتی دل منم با خودت بردی

  یادم میاد لبخندت رو

  گفتی زودی برمیگردی!

  گفتی غصه نخور.....

  حالا یادت نره

  که یکی منتظرِ

  این گوشه دنیا

  دلم منتظرِ

  اما یادت نره

 یکی همیشه منتظرِ.......

 

جمعه چهاردهم مهر 1385-20:38 -پانته آ

* |

سهم من بی کسی!

  توی این شهر بزرگ

  توی این سرزمین ما

  اینجا که ، همه هستند

  سهم ما جدایی

  تو ی این مهربونیا

  سهم من دوری

  دلم انگار ابری

  دلم از دست زمونه شاکیه

  تو که نیستی روزا اینجا خیلی بلندِ

  اونجا رو خبر ندارم

  اما اینجا ...

  دلم انگار خیلی تنگ ...

 

 

 

پنجشنبه ششم مهر 1385-22:48 -پانته آ

* |

تنها

  دستهایت را بسویم باز کن

  حقیقت وجودت را برایم معنا کن

  اجازه بده از شراب عشقت بنوشم

  مستم کن و از تنهایی دورم  کن

  تنهای تنهایم

  سکوت آزار دهنده ای توی وجودمِ

  تنهاترین من

  تنهای تنهایم

  دستهای خالی مرا بگیر

  مهربانترین من

  تنهاترینم من

  با لبخندهایت سکوتم را بشکن

  با دستهایت از تنهایی دورم کن

  با چشم هایت مرا با زندگی آشتی بده

  تنهای تنهایم

  تنهاترین من

  با من بمان

سه شنبه چهارم مهر 1385-20:13 -پانته آ

* |